بدانید و آگاه باشید که دخترحاجی تصمیم دارد که همین روزها این وبلاگ را برای همیشه حذف کند پس بشتابید اگر هنوز آدرس وبلاگ را به آدرس جدید وبلاگ یادداشتهای یک دختر حاجی تغییر ندادید !
اگر هم از ریخت من خوشتان نمی آید میشود در یکی از اعضای بدنتان ملقب به ماتحت عروسی باشد چون همین روزها از شر من راحت خواهید شد ...
اینجانب دخترحاجی فرزند حاجی از همینجا به تمامی علاقه مندان به اراجیف این وبلاگ اعلام میدارم که در این وبلاگ برای همیشه تخته خواهد شد و به جمع وبلاگ نویسان ورد پرس خواهم پیوست :
لینک وبلاگ جدید : یادداشهای یک دخترحاجی (اگر مایل به پیگیری هستید لطفا تغییر لینک فراموش نشود!)
نامه ای به آقای شیرازی مدیریت بلاگفا : (خواندن این قسمت به بلاگفاییان توصیه نمیشود !)
جناب آقای شیرازی مدیریت محترم بلاگفا ما تا به امروز با تمامی داشته ها و نداشته های بلاگفا ساختیم، شما هر زمان که دلتان خواست کرکره های وبلاگها را پایین کشیدید و چند روز بعد یک اطلاعیه ی چند خطی منتشر کردید که اخلال چند روزه ی بلاگفا در پی اختلالاتی در سرورها بوجود آمده و ما هم چشمانمان را بستیم و گفتیم ما که نفهمیدیم موضوع از چه قرار است و به کارمان ادامه دادیم حتی در کوچ دسته جمعی هم شرکت نکردیم و گفتیم که ما سرور ایرانی و هموطن را به دیگران نمیفروشیم ، نمیدانم یادتان هست یا نه آن شبی را که سه اخطار پی در پی برای من صادر شد و آن شب را تا به صبح از اضطراب و دلهره نخوابیدم و چاره ای جز پیغام دادن به وبلاگ و ایمیل شما نمیدیدم اما شما حتی تا به امروز من را به حساب نیاوردید که من را از سردرگمی و اضطراب نجات بدهید و من را از صحت قضیه مطلع سازید ، به هر حال من به وردپرس کوچ کردم با کوله بار غم دوری از بلاگفایی که یار یک ساله ی من بود. و در این مدت مشکلی با انتقال back up از بلاگفا به وردپرس داشتم و با خودم فکر میکردم که حتما باید با نوشته هایم خداحافظی کنم تا جایی که دوست عزیزم وارش قسمت پشتیبانی وردپرس را به من معرفی کرد و من با دنیایی ناامیدی برایشان ایمیلی دست و پا شکسته فرستادم و تنها در عرض ده دقیقه طی مکاتباتی که با آنها داشتم تمام مشکلات من را در وردپرس حل کردند و حتی در آخر هم یک ایمیل تشکر برایم فرستاند که از وردپرس استفاده میکنم.راستش را بخواهید خوشحال بودم از اینکه میتوانم نوشته هایم را در آنجا داشته باشم ولی از طرف دیگر برای خودم و تمامی هموطنانم متاسف شدم ، آقای شیرازی آنها همزبان من نبودند و پاک کردن ایمیل من برای آنها تنها فشار دادن یک دکمه بود ولی شما هموطن و همزبان من بودید و من در فرستادن ایمیلهایم تمام اضطراب و دلهره ام را به شما منتقل کرده بودم،منی که یک سال و نیم در بلاگفا نوشتم و بارها از شما و بلاگفا دفاع کردم ، اما تفاوت رفتار آنها با شما چقدر بود ؟!! خودتان قضاوت کنید ...
اولین نفر وارد مترو میشم ولی هنوز ماتحتم به صندلی نرسیده که میبینم رو یکی دیگه نشستم !! چه خوبه که قزوین مترو نداره !
کلا با آدمایی که مدل ماشینشون هشتاد و شیشه ولی پلاستیک رو سپرشونو نکندن خیلی حال میکنم !
نمیدونم کسی که انتگرال رو اختراع کرد به روح اعتقاد داشته یا نه !
حالا یگانه ش به درک ....
اونی که سه گانه ش رو اختراع کرده فک کنم یا خوار مادر نداشته یا باهاشون مشکل داشته.این خارجیا هم که بی غیرت !!! چه میدونه اگه یکی بهش بگه "یور مادرو" چی گفته !
جرم غالب اکثریت اراذل تــ.جاوز به عنف اعلام میشود .
ولی ما آخرش هم نفهمیدیم این عنف کیه که هر کی از راه میرسه بهش تجاوز میکنه!
یک نکته : هیچ وقت به کسی نگید که تا اول دبستان شب ادراری داشتین! چون بعد از سالها هم که بهتون زنگ میزنه میگه چطوری ...ــاشو ! ![]()
آهای دختر خانوم بی تربیت ، وسط خیابون که یهو داد و هوار میکنی و فحش و فحشکاری راه میندازی ، حداقل چیزی که نداری نثار ناموس طرف نکن که !
میگویند اگر بنده ی صالحی باشم آن دنیا از آن *غلمانهای handsome نصیبم میشود !!!!
خدایا مردونگی کن غلمانه رو الان بفرست بیاد ، اون دنیا غضنفر هم بود به درک!!
*غلمان : یه چیزی تو مایه های حوری ولی از جنس مذکر که گویی در دین اسلام به زنان صالح وعده داده شده!!
آهای آقاهه ، وقتی تو کلاس پشت من میشینی و به طور کاملا ناگهانی (!) کفشت به ماتحتم میخوره ، دیگه خودت اقدام به پاک کردنش نکن که دیگه !! ![]()
پی نوشت : این پارسه هیچی واسه من نداشت جز کلی سوژه واسه وبلاگ!
ای نیمه ی گمشده ی من، کدوم گوری هستی؟! مُردی ایشالا ؟!
میگه چرا یه کاری کردی که نمیشه تو وبلاگت راست کلیک کرد؟! حالا فکر کردی اگر کسی بخواد نوشته هاتو بدزده اینجوری دیگه نمیتونه؟!
میگم سیم خاردار بالای دیوار هم واسه این نیست که دزده نتونه بیاد! واسه اینه که حداقل یه سیخ بره تو ...ــونش !
در پی کل کل من و دوست تازه متاهل شده ام مبنی بر اینکه اصرار داشت در جواب sms تبریکی که بابت روز دختر برایم فرستاده، من هم به او تبریک بگویم!!!!
اگر این شوهر بی عرضه ی توست
همانا روز دختر روزی ِ توست !
همان بهتر که من شوهر نکردم
تو که کردی چه چیزی عاید توست؟؟!!!
دختر : توی این نظر سنجی وبلاگ برتر بانوان به کی رای دادی؟ البته میشه حدس زد کیا ۱ تا ۱۰ میشن !
پسر : آره احتمالا منم دهم میشم !
دختر : یه نظر سنجی ارزش نداشتا ! بریدیش؟؟!!!
آقای محترم، جون مادرت یا دیر نیا سر کلاس یا اگر دیر میای و مجبور میشی ردیف جلوتر از خانومها بشینی بی زحمت شلوار فاق کوتاهتو نپوش !
ـ میدونی چیه؟ من اصلا قصد ازدواج ندارم و میخوام همزمان با هزار نفر دوست بشم و همشونو سرکار بذارم !
+ حالا تا چند رفته جلو ؟!
ـ هوم؟!!!!!
.............. صفر ![]()
+ آره تو سعی کن کلا قصد ازدواج نداشته باشی !
مامان : اگه حالت خوب نیست صبح نرو کلاس !
من : مادر من، اگر شما هم مجرد بودی و همش یه روز تو هفته تو پارسه کلاس داشتی و توی اون کلاس هم ۶ تا دختر باشن و ۳۸ تا پسر که کمه کم ۱۸ تاشون خوشگلن و از این ۱۸تا ۵ تاشون استثنای قانون اول دخترحاجی هستن (خوشگل ِ بی حلقه!، یه چیزی تو مایه های وجود دایناسور در قرن ۲۱) و ممکنه که از اون ۵ تا ۲ تاشون امسال ارشد قبول بشن و شاید یکیشون از قضا پولدار هم باشه و ...
و ...
و هیچی !! احتمالش خیلی ضعیف شد،من میرم بخوابم،منو بیدار نکن !!!!
در قدیم که مادرها برای پسرانشان دختر میپسندیدند مادرها بودند ، پسرها بودند ، ما نبودیم !
حالا که پسرها خودشان میپسندند ، مادرها هستند ، ما هم هستیم ، پسرها نیستند !
دختر حاجی علیه الرحمه در زمان کودکی به سایر کودکانی که عینکی میشدند میفرمود :
عینکی ...ــون کِـرمَــکی!!!!
امروز صبح دختر حاجی هم عینکی شد !!!
به دلایلی حذف شد ! ![]()
گفتن نه تنها در وبلاگت رو گل میگیرن ، بلکه در دهنت رو هم روی وبلاگت گل میگیرن !
آقا به جان خودم ما نبودیم،کار بعد از ظهریا بود !
الی با عصبانیت و در حالی که پوست لبش رو میکنه میگه اون دکتر عوضی که اون دفعه رفته بودم پیشش اومدم گفتم مرتیکه هیز بود رو یادته ؟ میگم خوب؟ میگه زنگ زد بهم گفت ما منشی بعد از ظهرمون رفته میخواستم بگم اگه شما مایلید برای استخدام تشریف بیارید ! منم با عصبانیت گفتم من شاغلم کار نمیخوام بعدشم قطع کردم !
گفتم : تو که کشتیش که اینجوری ! جوابش یه کلمه بود ، باید میگفتی ننه تو بذار جای منشی بعد از ظهر !
یک پسر وطن پرست با هیجان : داشتم امروز شهید میشدما، خوبه فقط شیمیایی گاز فلفل شدم !
یک مادر پسر پرست با عصبانیت : آره،شهید میشدی ولی شهید راه چیز خر !
از همه ی بچه هایی که پنجشنبه شب برام تولد گرفته بودن واقعا ممنونم ، اصلا انتظارشو نداشتم ؛من که بالاخره نفهمیدم کار اصلی کار کدومتون بود ولی از همتون ممنونم !
و اما قانون سوم دختر حاجی این است که دخترها به دو دسته ی کلی تقسیم میشوند :
دسته ی اول آنانکه شکم دارند !
دسته ی دوم هم آنانکه شکم دارند !
تذکر : قلم پایتان را خرد میکنم اگر بیایید بگویید من استثنائم و از این حرفا ها ! ولی اگر اثبات کردید من خودم حاضرم بیایم بگویم زین پس مرا سکینه سیبیل بنامید ، اما تنها در یکصورت و آن هم اینکه یک عکس از نیم رخ شکم گرفته(همین روزا به جرم ساختن وبلاگ مسـ.تـ.هجن میان در وبلاگمو گل میگیرن!) و برای من ارسال بفرمایید اگر نشانی از انحراف مشاهده نشد حرف شما قبول است ! حالا اگر مردی بیا ثابت کن ! 
یادمه دبیرستان که بودم ، ظهرها میومدن ما رو به زور ببرن نماز ! من و دوستام هم که هر روز هفته عذر شرعی داشتیم ! اونم دسته جمعی! میگم خوبه تالاسمی نگرفتیم نمردیم !!
خدایا امشب که دلم میخواد بخونم داری تلافی اون روزا رو میکنی؟!
در پی قانون اول دختر حاجی اینجانب به کشف جدیدی دست زده ام و آن هم اینکه اگر به مقوله ی مردها با دیدی مثبت بنگریم این موجودات را میتوان به دو دسته دیگر هم تقسیم کرد :
دسته ی اول آنانکه چشم و دلشان سیر است یا به عبارتی زیاد دیده اند !
دسته ی دوم آنانکه دیدنی ها را نخواسته اند ببینند و ندیده اند !
خداوندا تو را به حق پنج تن آل عبا،دیده ها یا ندیده ها را به ما بده ، " ندید بدید " هایش را به نفر بعد !
در حال گذر از خیابون بودم که طرف با یه ۲۰۶ نقره ای از کنارم رد شد و یه چیزی تو مایه های جوووووون(با غلظت این پسر چندشها بخوانید!) گفت و همون لحظه دوستش که از اون سمت خیابون به طرف ماشینش میومد داد زد گفت هووووووووووووو تو مگه خودت خواهر مادر نداری؟
اونم جواب داد دارم ، اما به این خوشگلی نیستن !!!
مامان : الهام راجع به این خواستگاره دیگه چیزی به تو نگفت ؟
من : نه ! خوب میگه از قیافش خوشم نمیاد دیگه،مگه زوره؟!
مامان : همه چیز که به قیافه نیست، خوشگلی که همیشگی نیست، باباتم وقتی جوون بود خوشگل بود ، الان دیگه چاق و کچل و ...
حاجی در حال گذر از اتاق : خیلی ممــــــــــــنونم !
مخاطب خاص نوشت : هرگز نمیتونی عصری بیای از زیر زبونم بکشی که مامانینا دیگه چی گفتن،میدونی که من اصـــــــــــــــــــــلا آنتن نیستم !
زین پس به جای واژه ی نامانوس " هلو " از واژه ی تایید شده از سوی رییس جمهوری منتخب ملت(!) یعنی عنوان " دکتر لنکرانی " استفاده میکنیم !
از تمامی عناصر ذکور تقاضامندیم زین پس در مواجهه با یک کیس مناسب به جای جمله ی عجب هلویی ! بگویند عجب دکتر لنکرانی ای !
گذشته از آن به گزارش خبر گزاری های ما رانی لنکرانی هم در دست تولید است !
پسرها به دو دسته ی کلی تقسیم میشوند :
یا زشت هستند ، یا حلقه دستشونه !
این قانون نتیجه سالها زحمت من در این امور میباشد جهت اثبات این قضیه تنها کافیست به دست چپ پسرهای بسی بسیار مناسب نگاهی هرچند کوتاه بیاندازید :(
دیروز :بعد از حموم دفاعیه (یه چیزی تو مایه های حموم زایمان!! با این تفاوت که پوست سر آدم ور میاد آخه ۴۶ بار سرتو میشوری ولی اصلا حالیت نمیشه چون تمام مدت تو این فکری که فردا بعد از دفاعیه استادها چه سوالی ازت میپرسن!) و بعد از آماده کردن لباسها رفتم تو تخت و تا سه بیدار بودم و بعدش هم توی خواب تمام مدت میدیم که با مخ میرم تو میکروفن روی سن !!!!
امروز تا قبل از رفتن روی سن : تمام مدت فحش های ناجور به این استاد های سه پیچ!!! از بس که از اون بخت برگشته ای که اون بالا بود هزار تا سوال میپرسیدن !
امروز روی سن : با تشکر از زحمات تمام اساتید گرامی که با تمام وجود ما را یاری کردند تا بتوانیم به این مرحله برسیم ! ( ای تو روح آدم دو رو !! )
امروز بعد از پایین آمدن از سن : با گرفتن فیگور بدنسازی همچون باتیستا به خودم بالیدم !
و در آخر :
من امروز مهندس شدم !